عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

75

قابوس نامه ( فارسى )

فرمود زدن ؛ اين مرد گفت : اى امير المؤمنين به حق خداى تعالى و به حق رسول عليه - السلم كه نخست مرا بيك شربت آب مهمان دار و انگه هر چه خواهى « 1 » بفرماى كه سخت تشنه شده‌ام . معتصم بر حكم سوگند فرمود كه او را آب دهيد « 2 » . آب بوى دادند . مرد آب بخورد و برسم عرب گفت : « كثّرهم اللّه خيرا » « 3 » يا امير المؤمنين مهمان تو بودم بدين يك شربت آب ، اكنون اگر بطريق مردمى مهمان كشتن واجب كند تو مرا بفرماى كشتن و اگر نه عفو كن تا بر دست تو توبه كنم . معتصم گفت : راست گفتى ، حق مهمان بزرگست ، ترا عفو كردم ، توبه كن كه پس ازين چنين حركت خطا نكنى . اما بدانكه حق مهمان نگاه داشتن واجبست و لكن حق آن مهمان كه به حق - شناسى ارزد نه چنان كه هر قلّاشى را به خانه برى و انگه چندين تواضع فرمايى كه اين مهمان منست ( 35 پ ) ، بدانكه اين تقرب با كه بايد كردن . فصل اگر مهمان شوى مهمان هر كس مشو كه حشمت را زيان دارد . و چون شوى سخت گرسنه مشو « 4 » و سير نيز مشو « 5 » كه اگر نان نتوانى خوردن ميزبان بيازارد و اگر بافراط خورى زشت باشد . و چون در خانهء ميزبان شوى « 6 » جايى نشين كه جاى تو باشد . و اگر « 7 » خانهء آشنايان تو باشد و ترا ولايتى « 8 » باشد در ان خانه ، بر سر نان و بر سر نبيد كارافزايى مكن ، با چاكران ميزبان مگوى كه : اى فلان ، اين طبق بدان جاى نه و اين كاسه فلان جاى نه يعنى كه من ازين خانه‌ام . مهمان فضولى « 9 » مباش و بنان و كاسهء ديگران ديگران را تقرب مكن . و چاكر خويش را زلّه مده كه گفته‌اند

--> ( 1 ) - نسخهء اصل : خواهم ؛ بقياس ل و ن و ب و پ اصلاح شد ( 2 ) - ل و ن : دهند ( 3 ) - ل و ب : كثر اللّه خيرك ؛ ن : كثر اللّه خيرا ؛ پ : اكثر اللّه خيرك ( 4 ) - ل و ن : مرو ( 5 ) - ل ندارد ؛ ن : مرو ( 6 ) - ل و ن : روى ( 7 ) - ل و ن افزوده : چه ( 8 ) - ل : دالتى ؛ ن و ب : گستاخى ( 9 ) - ل و ن و ب : فضول